روستای کوا (بهشت آبها)

روستای زیبای کوا از توابع هزارجریب شهرستان بهشهر

درباره روستای چالو

قدمت روستای چو تقریباّ هفتصد سال می باشد.نام این محل چالو می باشد. کتاب خاصی در مورد روستای چالو  وجود ندارد. وجه تسمیه آن بدلیل اینکه داخل دره واقع شده و به ان چاله مکان یا چالو گفته می شود.

نقشه محل:

مساحت روستا 4هکتار حدود آن از غرب روستای لتر گاز از سمت شمال روستای کوا از سمت شمال شرق روستای کهنه کومه از سمت شرق روستای ورپام جنوب هم جنگل جن کالی  معروف به حسین آباد.

کوههای معروف اندرک- و ارتفاعات گچ کول- تپه کهنه کومه و زمین های چهارده سر.

از چشمه های معروف: غلغله چشمه مدکا چشمه چشمه یورشه زمین چشمه خار زمین دره چشمه چهارده سر و چشمه کرکس او.

جنگل خاصی با توجه به آب و هوای کوهستانی وجود ندارد

لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید. ..


برچسب‌ها: روستای چالو
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1392ساعت 11:4  توسط حمزه قربانی  | 

به یاد لحظات سبزم. ..

تقریبا کار ۹ سال قبله، داخل اتاقم با کامپیوتر شخصیم به صورت خیلی خیلی آماتور ضبط و میکس شد. یادش به خیر.

در آن باغ زمستانی سکوتی تلخ برپا بود    

 وجود تک گل سنبل سزاوار تماشا بود

گل تنها و پژمرده ، همیشه زردو غم خورده

درون باغ پر وحشت به امید سحرگاه بود.

 

هر آن دم غنچه سنبل زدست عابران نم نم 

چو تا می رفت بگریزد به زیر پای آنها بود.

تمام عابران رفتند گلک می خواست بگریزد

ولی ترسید و وحشت کرد، هنوز یک عابر آنجا بود

اگر چه عابرش برداشت گل را در گلستان کاشت

ولی آن سنبل از غصه دگر در آسمانها بود. 

.. 

 

لینک دانلود http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=4fbba3c16b1bade3bdad1e3fd68df6cf

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1392ساعت 0:5  توسط حمزه قربانی  | 

بهار هست و وقت گل چیدن من. ..

 

به منظور انجام کاری چند روزی را در روستا سپری کردم  و صحنه های بسیار فرح بخشی از جلوی دیدگانم  گذر کرده که اشتراک گذاشتن آنها با شما دوستان گرانقدر خالی از لطف نیست. نوعی خاص از کشاورزی که چند بهار از عمر آن بیشتر نمی گذرد و حالا به یک  روش کاملا جا افتاده  تبدیل شده و امیدوارم که هر چه بیشتر گسترش پیدا کند و نه تنها در کوا بلکه در کل هزارجریب  فراگیر شود. گل گاو زبان چند سالیست که به صورت کشاورزی در زمینهای اطراف محل یا حتی باغچه های کوچک منازل روستایی جا باز کرده و در فصل بهار و تابستان چیدن گلهای بنفش و سرخ آن توسط دستان زحمت کش زنان و مردان روستا انجام می شود. گواه من دوستانی  هستند که این مناظر را از نزدیک دیده اند یا مثل این بنده حقیر چند روزی در روستای کوا چیدن گل هم انجام داده اند. به هر حال با تمام سختی کار در زیر نور آفتاب سوزان و سوزش دستان عرض می کنم که من چیزی جز زیبایی ندیدم.                           

ملاحظه بفرمایید با کشت این محصول بسیار با ارزش درآمد زایی خوبی بدست آمده و از همه مهمتر  می تواند یکی از روشهای زنده بودن محل و کشت زمینهای بایر باشد. به هر حال دشت سر سبز و زمینهای گل گاوزبان چیزیست که فقط در جایی مثل روستای کوا میتوان دید یا به قول سهراب 

دشت سرشار از بخار آبي گل هاي نيلوفر.

 

مي درخشد روي خاك آيينه اي بي طرح.

گل گاوزبان

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید. ..


برچسب‌ها: گل گاوزبان, گل
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392ساعت 0:18  توسط حمزه قربانی  | 

عکسهای نوروز 92

تعطیلات نوروز ۹۲ فرصتی بسیار مناسب را در اختیار بنده گذاشته تا بتوانم چند روزی را در کوا سپری  کرده و ۱۳ را در طبیعت بکر این منطقه مهجور و دوست داشتنی به در کنم.

لطفا برای دیدن همه تصاویر به ادامه مطلب مراجعه کنید. ..


برچسب‌ها: کوا, طبیعت, هزارجریب, روستا, مازندران
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 0:5  توسط حمزه قربانی  | 

معرفی ‫دکتر جردن یکی از پایه گذاران آموزش مدرن در ایران

 

تهران... خیابان جردن نبش کوچه....، بالاتر از جردن کنار پل ....، مهم نیست که در تهران زندگی می‌کنید یا در شهرهای دیگر ایران، بدون شک نام این خیابان را شنیده‌اید، خیابانی که بصورت رسمی بعد از انقلاب نام آن به بزرگراه آفریقا تغییر یافت ولی حتی جوانان کم سن و سال امروزی نیز کماکان از نام جردن برای آن استفاده می‌کنند. اما متاسفانه کمتر کسی است که بداند چرا "جردن"؟

دکتر جردن

به ادامه مطلب مراجعه کنید. ..


برچسب‌ها: دکتر جردن
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1391ساعت 21:37  توسط حمزه قربانی  | 

سفر یک روزه من

امان از دست این روزگار ، زندگی و مشکلات  رنگارنگش . بعضی وقتها اونقدر این زندگی مصنوعی آدم و با سرانگشت مشغله ، درگیر میکنه که اصلا کار دل فراموش میشه و  حالا چطور یه اتفاق خوب یا حتی یک تماس تلفنی کاملا  بی موقع  بتونه فرصتی خوش رو از بین انبوه گرفتاریها به غنیمت ببره .

به هر حال خدا را صد هزار مرتبه شکر که یه روز جمعه ای فرصتی نصیبم شد تا به زیارت طبیعت برم .

این تصاویر که تعدادشون کم هست ( حواسم به شارژ دوربینم نبود)  سوغاتی شما عزیزان.

 

 

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید. ..

 

 


برچسب‌ها: طبیعت, هزار جریب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1391ساعت 19:54  توسط حمزه قربانی  | 

سیل در شهر من ، بهشهر

 

 ادامه تصویر را در ادامه مطلب ببینید . ..

 

 


برچسب‌ها: سیل بهشهر, بهشهر, سیل
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1391ساعت 10:8  توسط حمزه قربانی  | 

تصاویری از روستای همسایه ، غلامی

 

روستای غلامی

روستای غلامی

روستای غلامی

 


برچسب‌ها: غلامی, روستای غلامی
+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1391ساعت 9:11  توسط حمزه قربانی  | 

يهود در روزگار هخامنشيان

نخستین روایت تاریخی از حضور قوم یهود در عرصه جغرافیایی ایران زمین به سال‌های 741 تا 749 یا 732 پیش از میلاد باز می‌گردد که حدود 60.000 اسیر بنی‌اسرائیل که در حمله پادشاه آشور به اسارت درآمده بودند به گیلعاد (جلعاد) دماوند کوچانده شدند.

شواهد باستان‌شناختی که در گیلیارد دماوند به چشم می‌خورد و گورستان قدیمی آن تاییدی مجدد بر تاریخ حضور قوم یهود در ایران پیش از شکل‌گیری نخستین امپراطوری جهانی، امپراطوری هخامنشی است.

آن چه مسلم است در تمام این دوره تا ظهور کوروش هخامنشی همراه با ادیان باستانی ایرانی، دین این اسرای کوچیده در نواحی شمالی ایران شناخته شده بود. همچنین روایت‌های تاریخی و احترام کوروش، شاه هخامنشی به این قوم حاکی از آن است که وی نسبت به آنان و آئین یهود شناخت وافی و کافی را داشته است.

اگر پهنه جغرافیایی ایران زمین را در روزگار روی کار آمدن دولت هخامنشی از رشته کوه‌های هندوکش در شرق، تا بیابان‌های ترکستان و کوه‌های قفقاز در شمال، تا مدیترانه و بالکان و لیبی در غرب، و تا عربستان و حبشه در جنوب گسترده بدانیم، در جنوب غربی این محدوده تاریخی، بر پایه اسناد و کتیبه‌ها اولین امپراطوری جهانی شکل گرفت. آن چه طی سالیان دراز تاریخی بر این ناحیه حساس جغرافیای . ..


برچسب‌ها: يهود, هخامنشيان, كوروش, خشايار, داريوش
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 23:0  توسط حمزه قربانی  | 

دلنوشته ای که هیچ ربطی به قالب وبلاگ نداره. ..

خدای بزرگ        ازت متشکرم که به من قدرت و ایمان دادی تا بتوانم وظیفه ای که به من سپرده بودی را به انجام برسونم            متشکرم که منو به راه راست هدایت کردی   از میان این همه موانع در مسیرم            و مرا در زمانی که همه چیز اطرافم از دست رفته به نظر میومد ،ثابت قدم نگه داشتی            متشکرم بابت حفاظت و نشانه های بسیاری که در مسیرم گذاشتی         متشکرم بابت همه کارهای خوبی که احتمالا انجام دادم و بابت کارهای بدم ، متاسفم            بابت دوستیت ازت متشکرم      لطفا همانطور که مراقب من هستی مراقب او هم باش            متشکرم که آخرش اجازه دادی پیروز بشم             حالا در آرامش استراحت می کنم              و با اطمینان از اینکه من از زمانم در این دنیا به خوبی استفاده می کنم    من خوب مبارزه کردم                ایمانم رو حفظ کردم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391ساعت 13:17  توسط حمزه قربانی  | 

مطالب قدیمی‌تر